خدا ما رو براي هم نميخواست
فقط ميخواست همو فهميده باشيم
بدونيم نيمه ي ما مال ما نيست
فقط خواست نيمه مونو ديده باشيم
تموم لحظه هاي اين تب تلخ
خدا از حسرت ما با خبر بود
خودش مارو براي هم نميخواست
خودت ديدي دعامون بي اثر بود
چه سخته مال هم باشيمو بي هم
ميبينم ميري و ميبيني ميرم
تا وقتي هستي اما دوري از من
نه ميشه زنده باشم نه بميرم
نميگم دلخورم از تقديرم اما...
بايد تو رو پيدا كنم شايد هنوزم دير نيست
تو ساده دل كندي ولي تقدير بي تقصير نيست
با اينكه بي تاب مني بازم منو خط ميزني
بايد تو رو پيدا كنم تو با خودت هم دشمني
كي با يه جمله مث من ميتونه آرومت كنه
اون لحظه هاي آخر از رفتن پشيمونت كنه
دلگيرم از اين شهر سرد
اين كوچه هاي بي عبور
وقتي به من فكر ميكني حس ميكنم از راه دور
آخر يه شب اين گريه ها سوي چشامو ميبره
عطرت داره از پيرهني كه جا گذاشتي ميپره
بايد تو رو پيدا كنم هر روز تنها تر نشي
راضي به با من بودنت حتي از اين كمتر نشي
پيدات كنم حتي اگه پروازمو پر پر كني
محكم بگيرم دستتو احساسمو باور كني
بايد تو رو پيدا كنم شايد هنوزم دير نيست...
کي ميگه مُرده نفس نميکشه ؟
کي ميگه نبضِ جَسَد نميزنه ؟
چشماتُ يه دَم به اين آينه بدوز ،
ببين اين مُرده چقدر شکلِ منه !
من که با هر نفسم دَه تا دريچه وا ميشد ،
با صداي زمزمهم قُلّهها جابهجا ميشد ،
حالا خيلي وقته مُردم زيرِ ماسکِ زندگي !
آخ ! اگه دوباره چشمام از قفس رها ميشد !
من مثه زلزلهام ، شبيه توفانِ طبس !
دَمِ عيسا رُ نميخوام ، تو غروبِ اين قفس !
نفسِ منه که قبرستونُ زنده ميکنه !
من خودم يهپّا مسيحم اما بيتو ، بينفس !
ميدونم ، خوب ميدونم ترانه عاشقانه نيست !
رنگِ واژههاي من به رنگِ اين زمانه نيست !
وقتي بينِ مُردهها زندگي رُ صدا کني ،
ديگه هيشکي گوش به زنگِ طپشِ ترانه نيست !
تنها با تو ميشه از رو سرِ تقويما پَريد !
تنها با تو ميشه از عمقِ گلايه قَد کشيد !
بيتو اين حافظهي گريه شُمارُ نميخوام !
بيا ! از تو ميشه ششعرِ نابِ زندگي شنيد !
من مثه زلزلهام ، شبيه توفانِ طبس !
دَمِ عيسا رُ نميخوام ، تو غروبِ اين قفس !
نفسِ منه که قبرستونُ زنده ميکنه !
من خودم يهپّا مسيحم اما بيتو ، بينفس !
بیا با هم بشینیم کنج یه شب
بشینیم چند تا ستاره بشمریم
نشون شهر همیشه روشنو
به دلی که غم نداره بسپریم
اگه میخوای واسه ی هم بمونیم
بیا تو عطر گلا لونه کنیم
بیا رو لبهای غمگین وفا
صدای گریه و وارونه کنیم
اگه هر جای دنیا که بری
اگه هر جا تو بری من میدونم
نشونیت همیشه عطر تنته
نشون منو یه دنیا میدونن
که یه عمری هوای موندنته
بیا با هم بشینیم گوشه ی عشق
رفتن تنهایی رو نگاه کنیم
من خالي از عاطفه و خشم
خالي از خويشي و غربت
گيج و مبهوت بين بودن و نبودن
عشق آخرين همسفر من
مثل تو منو رها كرد
حالا دستام مونده و تنهاييه من
اي دريغ از من كه بي خود مثل تو گم شدم
گم شدم تو ظلمت تن
اي دريغ از تو كه مثل عكس عشق
هنوزم داد ميزني تو آيينه ي من
واي
گريه مون هيچ خنده مون هيچ
با خته و برنده مون هيچ
تنها آغوش تو مونده غير از اون هيچ
اي
اي مثل من تك و تنها
دستامو بگير كه عمر رفت
همه چيم تويي زمين و آسمون هيچ
در تو ميبينم همه بود و نبود
بيا پر كن منو اي خورشيد دلسرد
بي تو ميميرم
مثل قلب چراغ نور تو بودي
كي منو از تو جدا كرد....
راستي ميخوام تولد خواهر گلم مرجان جونم كه الهي من فداش بشم رو
بهش تبريك بگم
عزيزم انشالله 1000 ساله بشي
